آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

جوجه های مامان

شش ماه گذشت

1393/6/28 11:38
نویسنده : مامان
783 بازدید
اشتراک گذاری

باور کردنی نیست که روزها با این سرعت در حال گذشتن هستن.

انگار همین دیروز بود که آرشم به دنیا اومد.و الان شش ماهه شده.

یه پسر کوچولوی سه کیلو و صد و پنجاه گرمی که حتی شیر هم نمیخورد!

ماشالا الان کلی مرد شده واسه خودش.

اینقده لوس بازی در میاره که همه رو جذب خودش میکنه.

تو آخرین روز پنج ماهگیش با کمک باباییش (بابای همسری) که دستشو پشت پاهای آرش نگه داشته بود با فشار به دستش خودشو کمی رو به جلو کشید.

چند بارم رو به عقب رفت.خیلی جالب بود.باسنشو میداد بالا و کمی عقب میرفت.

ولی خوب جهتشو عوض میکنه.رو دستاش بلند میشه و رو به یه جهت دیگه میشه.

چیزی جلوش باشه دستشو دراز میکنه که بگیرتش.همش نک و نوک میکنه و پاهاشو بهم میکشه.ولی خودشو رو به جلو نمیکشه.همش همونجوری میمونه.بعد که نمیتونه بگیرش و خسته میشه گریه میکنه.

الانا دیگه روزی سه وعده کمکی بهش میدم.سرلاک و حریره بادام و فرنی.روزی چند بارم آب بهش میدم.

آب خوردنش خیلی جالبه.با فنجون که میدم کمی میخوره بیشترشم میریزه.اینقد خودشو رو فنجون خم میکنه که دماغشم میره تو آب!

بعدم شروع میکنه تو آب فوت میکنه و قل قل میکنه.

از بالش کفدوزکیشم خیلی خوشش میاد.هم بالششه هم اسباب بازیش.براش تکونش میدیم کلی کیف میکنه.

حسابی باهاش مشغول میشه.وقتیم گشنش میشه با یه حالت جالبی شاخکاشو میخوره!

هر جا میبرمش از خوش اخلاقی و خوش خنده بودنش تعریف میکنن.

زود با همه جور میشه و بغل همه میره.

چند وقتیم هست که میشینه.ولی با کمک.خودش نمیتونه زیاد بشینه.بعضی وقتا چند دقیقه خودشو نگه میداره.ولی بعضی وقتا زودی میفته.بعضی وقتام خودشو رو به عقب میندازه.

از چیزی خوشش بیاد یا بخواد چیزیو بگیره یه دفعه خودشو رو به جلو میندازه و دو دستی میخواد بگیرتش.

همه چیو هم سمت دهنش میبره.

تو خواب خیلی وول میخوره.خیلی اینور اونور میشه.دیشبم که دمر خوابیده بود!

خودش به تنهایی نمیتونه بخوابه.باید خودم بخوابونمش.خیلیم طول میکشه تا بخوابه.خوابشم بیاد گریه میکنه و بد قلقی میکنه.

انگار خیلی به خودم وابستس.وقتی دو تایی خونه ایم نمیتونم تنهاش بذارم.سریع میزنه زیر گریه.مجبورم بغلش کنم و کارامو انجام بدم.

شلوغی رو دوس داره.وقتی دورش شلوغه رو زمینم باشه گریه نمیکنه.همش دست و پا میزنه و میخنده.

خلاصه خیلی کارا و رفتارش شیرینه.اینقد میبوسمش که همه بهم اعتراض میکنن.

خبریم از دندوناش نیست.ولی بدنش داغ میشه و همه چیو گاز میگیره.

فردا هم باید واکسنشو بزنم.

پسر گلم شیش ماهگیت مبارک باشه عزیز دلم. همیشه از خدا میخوام  مادر خوبی برات باشم.بتونم خوب تربیتت کنم.از خدا میخوام تو این راه کمکم کنه.

از خدا همه خوبیارو برات میخوام.سلامتی و عاقبت به خیریتو میخوام.امیدوارم اینقد خوب باشی که هر چی از خدا بخوای بهت بده.دست به خاک بزنی طلا بشه.

هم ما پدر و مادر خوبی برات باشیم هم شما بچه خوبی برای ما باشی.خندونک

دوست دارم قند عسلم.میبوسمت نازنینم.محبتمحبتبوسبوس

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)